سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
186
طب در دوره صفويه ( فارسى )
يك قطره خون هم از آن نيايد بههرحال پس از اتمام عمل جراح شريانبند را باز مىكرد و محل جراحىشده را داغ مىنمود تا جلوى خونريزى گرفته شود و بعد مقدارى روغن ياسمن يا روغن بادام مخلوط با خاكستر گرم روى محل زخم مىگذاشت و روى آن را مىبست . عقيده بر اين بود كه يك چنين زخمى پس از چهار روز بهبودى حاصل مىكند و نيازى به ادامهء درمان نيست . جراحان شكستهبند براى قطع استخوانهاى بزرگ از وسيله اره مانندى به نام منشار استفاده مىكردند علاوه بر آن براى اصلاح استخوانهائى كه شديدا صدمه ديده و خرد شده بودند نيز از اره بسيار ظريف و تيزى استفاده مىنمودند ، براى سوراخ كردن استخوان نيز از وسيلهاى به نام بر ما استفاده مىكردند . يكى ديگر از وسايل جراحى چاقوئى بود كه تيغهاى بسيار باريك ، تيز و خميده داشت حكيم محمد نوشته است كه استاد جراح بايد از آن نيز استفاده كند . جنس اين چاقو از فولاد بود و در هواى سرد مىبايست در روغن زيتون و در فصول ديگر در جعبهاى از چوب بيد نگاه داشته مىشد . دقت بسيار بايد به عمل مىآمد كه آب با اين وسيله تماس پيدا نكند و اگر لازم مىشد كه بيش از يك بار مورد استفاده قرار بگيرد جراح مىبايست آن را پس از استفاده نوبت اول با روغن زيتون و خاكستر چوب تميز مىكرد و بالاخره قبل از به كار بردن لازم بود كه جراح با نفس خود آن را گرم مىكرد . يك چاقوى بزرگ و قوى جراحى نيز وجود داشت كه بيشتر براى بيرون كشيدن نوك پيكان و يا شمشيرى كه در داخل گوشت يا استخوان شكسته و جامانده بود به كار برده مىشد . قبل از استفاده از اين وسيله جراح سعى مىكرد با وسايل ديگرى جسم خارجى را بيرون بياورد و به اين منظور اگر امكان داشت انتهاى پيكان يا شمشير را مىگرفت و آن را به اين طرف و آن طرف تكان مىداد تا جا باز كند و بدون وارد ساختن صدمات بيشتر به عضلات اطراف بيرون بيايد . ندرتا نيز جراح بهتر مىديد بيمار را به حال خود بگذارد تا محل زخم چرك كند و جسم خارجى همراه با چرك بيرون بيايد و اين در صورتى بود كه جسم خارجى مانده در بدن خيلى كوچك بود . حكيم محمد مىگويد كه اغلب اشياء خارجى كوچك پس از سه الى چهار روز خودشان از بدن و از محل زخم خارج مىشوند . براى تسريع در خروج جسم مرهمى از زرآوند ، بذر البنگ و پياز سنبل روى آن مىگذاشتند . برطبق نظر حكيم محمد گرد بيضه سگ و يا شكافتن شكم يك موش زنده و قرار دادن آن روى زخم نيز موثر مىباشد . اگر نوك اسلحه از گوشت گذشته و به استخوان رسيده بود براى تسهيل خروج آن چند سوراخ كوچك در اطراف محل فرورفتگى اسلحه ايجاد مىكردند و براى اين كار از وسيلهء مخصوصى به نام مثقب استفاده مىنمودند . مثقب براى بيرون آوردن تمام چيزهائى كه به نحوى از انحاء در استخوان جايگزين شده بود به كار برده مىشد بهاء الدوله استفاده از آن را مخصوصا براى بيرون آوردن سوزنى كه در بدن شكسته شده بود توصيه كرده و مىگويد : « هرگز نبايد گذاشت كه سوزن شكسته در گوشت باقى بماند زيرا اين جسم همراه